عید نوروز
امسال دومین عیدی بود که النای عزیزم کنار سفره هفت سین پیش ما بود خب دیگه امسال نسبت به پارسال خانومتر شدی خودت با کمک مامان لباسای قشنگتو پوشیدی البته امسال بابا بزرگ ومامان بزرگ ودایی هم سال تحویل پیش ما بودن خیلی شب خوبی بود شام هم مامانی طبق سنت یه سبزی پلو با ماهی خوشمزه درست کرد همه نوش جان کردن فردای اون روز رفتیم خونه عزیز جون اونجا هم که طبق معمول از دم در همه به استقبال شما میان قبلا که شما نبودی ما یه خاطر دیگه ای پیش اونا داشتیم حالا با اومدن شما اصلا ماا دیده نمیشیم اون روز هم خیلی خوب بود فرداش با عمه اینا دسته جمعی رفتیم یزد راهش خیلی طولانی بود ولی من اصلا خسته نشدم چون شما از اول تا آخر تو ماشین عمه منیر تشریف داش...
نویسنده :
بیتا
17:39



